یه روز یه مایع بودم/یه آب ساده بودم/مادر اومد سراغم/تا که نگیره خوابم/گذاشت توی فریزر/توسرمای فریزر/کم کم که یخ می شدم/تبدیل به جامد شدم/حالا بگو عزیزم/عزیز نازنینم/چه حالتی رخ داد؟, انجماد, تبخیر, جامد بودم یخ بودم/وقتی تو یخچال بودم/یکی اومد سراغم/نرسیدند به دادم دیدم توی اتاقم/بخاری هم کنارم/گرما تنم رو آب کرد/وجودم رو کوچیک کردحالا که آب آبم/مایعم وروانم, میعان, ذوب, اوّل من آب بودم، بودم میان دریاکم کم بخار گشتم رفتم به آسمان ها, ذوب, تبخیر, آینه مه‌گرفته حمام با قطره های ریزم یا شبنم صبحگاهی, میعان, تبخیر.

순위표

비주얼 스타일

옵션

템플릿 전환하기

)
자동 저장된 게임을 복구할까요?