applicator, دستگاه برای به کار بردندارو یا رنگ و ..، افشانه, avid, مشتاق، باهوش, brainstorming, طوفان فکری, bring about, سبب وقوع امری شدن, burr, پوست زبر میوه, catch on, مشهور شدن, come up with, مطرح کردن فکر یا ایده, condense, غلیظ کردن, dream up, تصور کردن, drop out, اخراجی، حذف شده, earmuffs, گوش پوش(شبیه هدست), eureka, ابراز پیروزی, frisbee, بومرنگ, frostbitten, یخ زده, gander, غاز نر, genius, نبوغ, get rid of, خلاص شدن, gizmo, چیز(وقتی اسم چیزی را نمیدانیم یا فراموش کرده ایم), go along with, موافق بودن, goggles, عینک ایمنی, goose, غاز ماده, heap, توده, hook, قلاب، چنگک, incident, حادثه تلخ, inspiration, الهام, junk, چیز بنجل، به درد نخور و قدیمی, keep up, با کسی برابر بودن, perspiration, عرق, put toghether, سر هم کردن، سمبل کردن, put up with, تحمل کردن, rain down, بارندگی شدید(مثل دوش), shatter, خرد کردن, stick with, ادامه دادن بدون تغییرات, string, طناب, tenacity, سر سختی, think up, بهانه تراشیدن, toss, پرت کردن، بالا انداختن, transmitter, (امواج رادیو و تلوزیون )فرستنده, try out, مسابقه گزینشی, velcro, لایی چسب, woodshed, انبار هیزم.

순위표

비주얼 스타일

옵션

템플릿 전환하기

)
자동 저장된 게임을 복구할까요?