هم معنی علم, دانش , دانشمند, هم معنی برنا, پیر, جوان, هم معنی شبیه, مثل،مانند, تفاوت, هم معنی سرانجام, در آخر , شروع کار, هم معنی : غیر از, چند تا, به جز, هم معنی بیاموزید , بخوانید, یادبگیرید, هم معنی تلاش, کوشش , توانا, هم معنی ترک کردند , رها کردند, پرواز کردند, مخالف پیر, پیرمرد, برنا , مخالف دانا, نادان, دانشمند, مخالف مهربان, با محبت, نامهربان, مخالف آسان, راحت, سخت, هم معنی نصیحت, خبر, پند, مخالف دروغگو, راستگو, درستکار.

https://wordwall.net/resource/103692044

etter

Ledertavle

Visuell stil

Alternativer

Bytt mal

)
Gjenopprett automatisk lagring: ?